عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
45
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
عيبى كه داشت بفضل خويش زياده از حدّ معجب و با همه كس حتى با شخص خلافت نيز با كبر و غرور رفتار مىنمود و ناصر خليفه اگرچه از اين رفتار ناپسنديدهء او متأذى مىشد ولى بجهة عقيدهء كه بحذاقت او داشت از مناعت و حركات ناشايستهء او اغماض مىكرد سال وفاتش از كتب تواريخ بدست نيامد كتابى در حميّات دارد * 2 1 ابن بختويه الطبيب الواسطى هو ابو الحسين عبد اللّه بن عيسى بن بختويه حكيمى فاضل و طبيبى ماهر و در اوائل مائه پنجم هجرى در شهر واسط محفل تدريس علوم حكمت و بساط معالجت كسترده داشت و آن حكيم علاوه بر شغل طبابت در آن ولايت داراى منصب خطابت نيز بوده و هم بر كتب حكماى متقدّمين نيك بصيرت داشته سال وفاتش به نظر نرسيده ولى آنچه مسلّم است در سنه چهار صد و بيست ( 420 ) هجرى حيات داشته * تأليفات نيكو دارد از جمله كتاب ( كنز الاطبا ) است كه در مقدّمات طبى براى پسر خود نكاشته و ديكر كتاب ( القصد الى معرفة الفصد ) است و كتاب ( الزهد ) فى الطب 2 1 ابن البذوخ الطبيب الدمشقى هو ابو جعفر بن عمر بن على بن البذوخ حكيمى دانشمند و فاضلى بيمانند در علم حكمت و طب و حديث و تفسير و در خواص ادويهء مفرده و تركيبات آنها و فنون معالجه و تشخيص امراض صاحب بصيرت و داراى خبرت بود و نيز اشعار نيكو نظم مىفرمود آن حكيم فرزانه و فاضل يكانه با اينهمه فضايل با كسب عطارى تحصيل معاش مىكرد و معاجين و اقراص و حبوبات و سفوفات مىساخت و به كسانى كه خود معالج بود و هم بمرضاى ديكر مىفروخت با وصف اين مراتب اوقات خويش را بيشتر وقت بمطالعهء كتب طبيّه و احاديث مصروف مىداشت آن حكيم را كمال اطلاع و بصيرت بمطالب حكماى متقدّمين و كتب ابن سينا بوده و به همين حال زمان طويلى در شهر دمشق بسر برد و عمر زياد كرد به حدّى كه در اواخر زمان حيات از كثرت سن و فتور قوى بپاى خود راه رفتن نمىتوانست و كسان ديكر او را بدكان حمل مىكردند بالاخره چشمش ضعيف و نابينا گشت و در سنهء پانصد و هفتاد و شش ( 576 ) هجرى جهان فانى را وداع نمود تاليفات آن حكيم دانشمند